در حرمت امر عرفی
فرض کنید مهران مدیری در یکی از قسمتهای طنز تلویزیونیاش به طمع گرفتن سکهای که آقای قرائتی به کارگردانهایی که در سریالها، نماز نشان میدهند اعطاء میفرمودند، یکی از بازیگران طنز را در حال خواندن نماز نشان دهد. نتیجه چه خواهد شد؟ بمب خندهی تماشاگران سریال و سوژهای برای طنزهایِ اس. ام. اسی، که یعنی سوراخ دعا اشتباه گرفته شده است.
اکنون به این نمونهی غیر فرضی توجه کنید:
(عینا مطابق: روزنامه آینده نو، شنبه 11 آذرماه 1385، ص 14)
توصیه رییس جدید ستاد حوادث ناگهانی
برای رفع بلایای طبیعی دعا کنید
رئیس تازه ستاد حوادث ناگهانی در مراسم معرفی خود گفت: «برای رفع بلاهای طبیعی بهخصوص زلزله باید فرهنگ دعا را در بین مردم رواج دهیم.»
[...] وی به وجود دعاها و مناجات مختلف مردم درباره بلاهای طبیعی از جمله زلزله اشاره کرد و گفت: «باید مسوولان و مردم دعا را فراموش نکنند و دائما دعا را برای رفع بلاهای طبیعی بهویژه زلزله رواج بدهند» [...] (پایان خبر)
خواستم این مطلب را دستمایهی طنزی گزنده کنم، نهایتا دلام نیامد نیش زهرآگین طنزم را در گوشت موضوعی همچون دعا فرو برم، پس اینگونه نوشتماش.

نظرها
نگراني شما ازاينكه لبه تيز طنز متوجه دعا نشود جالب است.مطلبي نوشته ام خوشحال خواهم شد نظري داريد مرقوم فرماييد
یاسر: چشم میبینم با جناب مازاریان تلفنی ذکر خیر شما بود.
Posted by: محمد رضا ملايي | December 7, 2006 3:45 PM
بسم الله الرحمان الرحیم. سلام!
پاراف کردن کامنت مردمان هم به دلیل «بهداشتی تر بودن» است؟
متوجه نشدم منظور از این مقاله چیست. خُب مقام مذکور که راجع به دعا حرف زده، ولو سنتاً و عرفاً عالم دینی به حساب بیاید، ممکن است نظرش مانند نظر افراد عادی باشد. من مخالفتی با دعا ندارم: خدایا ما را نجات بده!
قربانت.
Posted by: seyyed abbaas-e seyyed mohammadi | December 9, 2006 1:25 PM
جناب ميردامادي
بنده سيستم حكومتي اي طراحي نكردم بلكه پيشنهاد كردم اگر دغدغه اسلامي شدن حكومت را نداريم كه هيچ وگر نه بايد طرحي براي حكومت پي ريزي نمود كه واجد اين سه خصوصيت باشد .....
ما كه كسي نيستيم تا سيستم حكومتي داشته باشيم در ضمن دگر انديشان و دگر باشان ( به قول شما)و همه انسانها (به تعبير بنده) حق فكر كردن را دارند. همچنين منظورتان را از اسلام سنتي نمي فهمم شايد عقيده اسلام شناسان سنتي و دگم را مي گوييد كه خوب ،عقيده اسلام شناسان يله و بيقيد را هم بايد طبق تقسيم شما اسلام مدرن و به روز محسوب نمود
ارادتمند: ملايي
یاسر: جناب ملایی این که همه انسانها حق فکر کردن دارند کافی نیست (صارت زحمه) بلکه مهم این است که حق ابراز عقیده داشته باشند.
Posted by: محمد رضا ملايي | December 9, 2006 4:25 PM
سلام
ممنون سر زدید. فقط بگم این شعر فرق و... مال من نیست اسم شاعرشو یادم نبود ننوشتم. گفتم که یه وقت سرقت ادبی نشه اخه این روزا مد شده!
Posted by: زهرا اعتباری | December 11, 2006 1:02 AM
ياسر جان .خوبي؟يك موجود جالبي ذيل مطلب(ربط نو و كهنه )و (بازار خرخري)در وبلاگ من شبه طنزي و نزاعي با اسم من وشما به راه انداخته.پاك نكردم .تا بخندي.اگر خواستي چيزي بنويس در باب كامنت گذاريهاي تقلبي و طنز آميز.شاد زي.
ياسر: تو رو به خدا پاك كن همه اش را.
Posted by: عليرضا | December 12, 2006 9:36 PM
خوندم جالب بود
Posted by: محمد . ط | December 13, 2006 11:27 AM
از سكولاريسم يعني دوگانه امر قدسي از امر عرفي دست كم 3 تفسير در ايران وجود دارد.
اول آنچه گفتيد. يعني رعايت شئوني كه امر قدسي اقتضا مي كند.
دوم:عرفي كردن دين به معناي فربگي دين و تاثير گذاري ارزشهاي ديني در عرصه اجتماع و همين دنيا
سوم: عرفي كردن دين به معناي تقدس زدايي از دين و اساسا تحويل و تقليل دين و امر مقدس به امر عرفي .
شما غيراز معناي اول معناي ديگري راهم دراين نوشته مد نظر داريد؟
ياسر: در اين متن تنها معناي اول مد نظر من بود.
Posted by: فيضيخواه | December 13, 2006 12:20 PM